تبلیغات
...Sorry To Confuse You, All You Know Is Wrong...Gotta Say All Is Nth... - پست های فروردین 1387







.................Nothing is true, Everything is permitted - Hassan e Sabbah

Isis Logo

 Isis - Post Metal / Atmospheric Sludge Doom

در اواخر سال 1997 تجربه های مختلفی که چند دوست با نامهای Aaron Turner و Jeff Caxide و Chris Mereschuk و Aaron Harris با هم داشتند منجر به تشکیل گروه ISIS شد. Turner در جایی گفته بود که Isis در واقع نتیجه ی نارضایتی اعضای گروه از گروههای قبلی خود بود و هیچ کدام از ما در آن موقع از وضعیت کارهای موسیقیایی که انجام میدادیم خشنود نبودیم . در سال 98 آنها دموی Mosquito Control را به صورت EP  منتشر کردند. با برگزاری تور East Coast در تابستان همان سال Randy Larsen از گروه Cable به آنها پیوست و Mereschuk گروه را ترک کرد و Jay Randall جای او را گرفت و البته ماندگاری او هم چندان به طول نینجامید و Bryant Clifford Meyer از گروه The Gersch جایگزین او شد. بعد از انتشار اولین البوم کامل آنها با نام Celestial و EP به نام SGNL>05 در سال 2000، ایسیس با تورهایی که با Cave In و گروه بزرگ Neurosis برگزار کرد در صحنه ی Hardcore آن زمان توجه بسیاری را به خود جلب کرد. گروه با همین اعضا تا به امروز باقی مانده است. در حالی که البوم اول آنها در ژانر هاردکور بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، البوم بعدی آنها با نام Oceanic که در سال 2002 ریلیز شد مایه هایی دیگر مانند Post-Rock و Ambient را نیز به آهنگهای خود افزود که بسیاری معتقدند با این البوم  Post-Metal در جهان بیشتر معرفی شد و به تا به امروز به عنوان نقطه عطفی در کارهای گروه باقی مانده است. خود Turner ، اصلیترین عضو گروه، Oceanic را به عنوان اصلی ترین و تاثیر گذارترینهای ایسیس توصیف میکند. این البوم به مقام  Album-Of-The-Year مجله های Terrorizer و Rock Sound نیز نایل آمد. ماهیت و جوهره ی اصلی این البوم در ژانر Avant-Garde بر روی گروههای زیادی همچون Cult Of Luna - Pelican - Tides - Rosetta و ... اثر گذاشت و منجر به خلق آثاری ماندنی از آن گروهها شد. Oceanic Remixes and Reinterpretations نیز در سال 2004 منتشر شد که توسط گروههایی که تحت تاثیر موسیقی "اشنیک" شده بودند ریمیکس شده بود. در همان سال البوم سوم آنها با نام Panopticon منتشر شد که از نظر حس پست-راکی که در ساختار آهنگها گنجانده شده بود، دارای پیشرفتهای زیادی بود. گفتنیست Justin Chancellor از گروه Tool نیز به عنوان نوازنده میهمان در ترک Altered Course حضور داشت. این البوم نیز در مجله Rock Sound به عنوان البوم سال انتخاب شد و در چارت بهترین البومهای مستقل سال هم رتبه 47 را کسب کرد. تاثیری که البومهای Oceanic و Panopticon از خود به جای گذاشتند باعث شد تا مجله Revolver در دسامبر 2004 ایسیس را به عنوان دوازدهمین گروه برتر دنیا انتخاب کند! در 9 جولای 2006 ضبط چهارمین البوم کامل خود را با نام In The Absence Of Truth تمام کردند که این البوم در 31 اکتبر 2006 منتشر شد. این رکورد هم از لحاظ موسیقیایی شبیه به 2 البوم قبلی ایسیس بود ولی این بار عناصر الکترونیکی جدیدی به ساختار آهنگها افزوده شده بود و پیچیدگی درامی هم بیشتر شده بود. وکالی که Aaron Turner ارایه می داد نیز تکنیکی تر جلوه می کرد. ظاهر آهنگها ملودیک تر به چشم می آمدند و از حالت "Drone مانند"  قبلی خارج شده بودند و بیشتر به سمت المنتهای سنتی متال گرایش داشتند. این البوم از نظر اقتصادی موفق ترین البوم آنها بود به طوریکه در چارت Billboard`s Top Heatseekers رتبه ی 6ام را به دست آورد. Isis در تور امریکای شمالی Tool (برای البوم 10,000 Days ) به عنوان آهنگ مقدمه کنسرت شرکت کرد و همین باعث شد تا اعضای گروه بیشتر در معرض عموم قرار بگیرند و معروف تر شوند. اگرچه تک تک اعضای گروه با شهرت چندان سازگار نیستند و بیشتر سعی می کنند کارهای خود را اختصاصی نگه دارند! Turner میگوید: "ما هرگز تصور نمی کردیم ایسیس به این اندازه موفق شود و به شهرت برسد" و اقرار می کند که: " طرفداران ما علاقه ی شدیدی در شناخت این که من که هستم دارند، و این خیلی برای من سخت است و هر بار که احساس میکنم کمی به آنها نزدیک شده ام، سریعن به قفس خود بازمیگردم!"

Turner گروههایی همچون Tool , The Melvins, Goflesh, Neurosis را به عنوان گروههایی که در آهنگهای آنها تاثیر گذار بوده اند یاد میکند و می گوید "آن بند ها برای ما زمینه را مهیا کردند و در واقع ما پاره ای از یک خط به خصوص هستیم". ریلیزهای اول گروه نوعی تقلید کورکورانه از کارهای Neurosis بود و خود ایسیس هم قبول دارد که قابل مقایسه با کارهای Neurosis نبود. اگرچه ماهیت آهنگها از Oceanic به بعد مستقیما به Neurosis مربوط نبود بلکه ایسیسی را نشان میداد که تازه در صحنه ی پست-متال در حال شکل گیری بود. خود ترنر همیشه می گوید اگر از من بپرسند دقیقا سبک کارهای شما چیست چیزی برای گفتن نخواهم داشت ولی تا حدودی سبک پایه ی ایسیس را اینگونه توصیف میکند: "Avant-garde , Drone-Oriented Rock" . البته به دلیل درون مایه ی خردمندانه ای که درساختار آهنگها و اشعار آنها وجود دارد سبک شعری ایسیس را می توان نوعی "Thinking Man`s Metal" در نظر گرفت که این اسم شاید نسبتا غیر عادی به نظر برسد! موسیقی ایسیس به هیچ وجه مناسب بازار یا پخش در رادیو نیست که یکی از دلایل آن شاید طولانی بودن مدت آهنگها یاشد. Michael Gallagher ، گیتاریست گروه ، میگوید: "ما هرگز نخواسته ایم در رادیو باشیم و یا دیگران را از خود خشنود کنیم. ما تنها کاری را انجام می دهیم که خواسته ایم و سعی می کنیم در پایان کار همه چیز برای خودمان راضی کننده باشد.

Turner در مصاحبه ای که با Earpollution.com انجام داده بود گفته بود: " من دوست دارم گروه کمی رمز آلود و نا شناخته باشد و بیشتر به ساختار موسیقی توجه کند و پر مدعا و متظاهر نباشد. من به گروهم بیشتر به عنوان یک کار هنری نگاه می کنم تا یک گروه راک ، و آهنگسازی و هنر برای اعضای گروه همیشه دو مقوله مرتبط با هم بوده اند. " موسیقی و هنر برای آنها قرین یکدیگرند. و این منطق همانطور که به جنبه های سمعی و بصری گروه اشاره دارد درون مایه ی آهنگها و ماهیت عقلانی ، فلسفی و ادبی آنها را نیز نشان می دهد.

بیشتر البومهای ایسیس در مورد موضوعی خاص است و در حالیکه آهنگهای هر ریلیز تم خاصی دارند همزمان با البومهای دیگر هم در ارتباط هستند. ترنر در جایی اشاره کرده که: "ما نمیخواستیم البومهایی داشته باشیم که تکه تکه و جدا از هم باشند بلکه سعی کردیم آهنگها زنجیره ای از موسیقی و متن شعر ها و طرح کلی ضبط ، ازآغاز تا پایان را به تصویر بکشند".

موضوع مهمی که باعث شد تا در مورد این گروه امریکایی بنویسم البوم سال 2006 آنهاست با نام In The Absence Of Truth که در مورد شخصیت معروف ایرانی یعنی حسن صباح است! این البوم از لحاظ موسیقیایی و نسبت به کارهای قبلی آنها متنوع تربوده و از امبینس موزیکال گرفته تا طبل قبیله ای در آن شنیده می شود و از لحاظ زمانی بلندترین البوم آنهاست. این البوم همچنین پرفروش ترین البوم آنها تا کنون است که در چارت Billboard`s Top Heatseekers به مقام 6ام رسید.
اسم البوم برگرفته از گفته ایست که آن را به حسن صباح نسبت داده اند: "هیچ چیز درست نیست، همه چیز جایز است" . خود ترنر زیاد مایل نیست در این رابطه زیاد حرف یزند و در خصوص ارتباط اسم البوم و این نقل قول به این چند جمله اکتفا میکند: " من فقط میتونم بگم که بیشتر کارهایی که در این البوم انجام شد، برای من، در مورد قدرت و ذات ادراک بود و چگونگی تاثیر این ادراک بر رفتار و دید ما نسبت به دنیا. من همین جا سخنم رو تموم میکنم و مردم نتایج شخصی خودشون رو از اون بگیرن"


جالب اینجاست که اسم یکی ار ترک ها دقیقا نام مکانیست که حسن صباح آن را بر فراز کوههای البرز بنا کرد یعنی "فردوس برین" .
در ادامه مختصری در مورد حسن صباح و اسماعیلیان خواهید خواند.
.
بی ربط: اگر نمی خواهید بار دیگر احساساتتان جریحه دار شود البوم 2008 Septic Flesh رو گوش نکنید!
.

Hassan e Sabbah

حسن صباح و مکتب او

حسن صباح از ایرانیانی بود که در دوره سلجوقی قیام کردند وی از مخالفان سرسخت تسلط اعراب بر ایران بود و معتقد بود ترور تنها وسیله مبارزه با خلفای عباسی است.  مذهب وی و پیروانش اسماعیلیه بود که شاخه‌ای از پیروان امامان است با این تفاوت که اینان به هفت امام اعتقاد دارند و امامت را بعد از امام جعفر صادق حق فرزند وی اسماعیل دانسته و او را امام زمان و امام آخر میدانند. مرکز قدرت اینان در مصر بود که خلفای فاطمی مصر این مذهب را در این کشور رسمی اعلام کرده بودند.
حسن صباح نیز که اسماعیلی بود به مصر رفت و آنجا با حکیم ناصرخسرو قبادیانی و خواجه موید الدین شیرازی ملاقات کرده سپس به ایران آمد و از آنجایی که کلامی آتشین و پر نفوذ داشت روز بروز بر طرفدارانش افزوده شد.او پس از مدتها توانست بر منطقه الموت و قلعه‌های زیادی در سراسر ایران تسلط یابد و آن مکانها را مقر اقامت خود و گروه خود گرداند. قلعه الموت بر بلندای کوهی قرار داشت که شیب فوق‌العاده تندی داشت و راه ورود به قلعه تا مدتها پنهان بود و کسی نمی‌توانست بدون خواست باطنیان (اسماعیلی‌ها) وارد قلعه شود. طبق اسناد تاریخی این قلعه یکی از مقرهای تربیت فداییان مطلق بوده که برای ترور اشخاص مهم تربیت می‌شده‌اند. با فتح این قلعه و قلعه های دیگر حسن صباح با اعلام قیامه القیامه که در واقع شورش بر علیه خارجیان در ایران بود سرانجام توانست برخی از شهر‌های ایران را تصرف نموده علنا بر ضد ملکشاه سلجوقی و وزیرش خواجه نظام الملک طوسی که با اسماعیلیان شدیدا مخالف بود به مبارزه برخیزد و از این کار دو هدف داشت: هدف اول و اصلی آزاد کردن ایران از زیر سلطهٔ اعراب بود و هدف دوم ترویج مذهب اسماعیلی در ایران. شیوهٔ حسن صباح در از بین بردن مخالفان کشتن مستقیم افراد به همراه جانفشانی قاتل (یعنی همان چیزی که امروزه ترور مینامیم) بود.طرفداران حسن صباح به او اعتقاد بسیار داشتند و دستوراتش را کاملاً اجرا می‌نمودند. پس از مدتی حسن صباح خود را مهدی موعود معرفی کرد و کم کم شاخه‌ای از اسماعیلیه بوجود آمد که باطنی نامیده شد، اما دشمنانشان آنها را ملحد (کافر) می‌نامیدند. آنها علاوه بر مهدویت حسن صباح معاد را قبول نداشته معتقد بودند که انسان‌ها با مرگ نابود می‌شوند و آنچه به عنوان اجر نیک و بد ذکر شده در مورد نام نیک یا بدی است که از آدمیان باقی می‌ماند. علت نامیده شدن آنها به باطنی دو مورد ذکر شده:
چون طرفداران حسن صباح دین خود را مخفی می‌کردند به باطنی معروف شدند.
آنها معتقد بودند که آنچه را که در دین‌شان به آن اعتقاد دارند از باطن قرآن و معانی درونی دین برداشت می‌کنند و بنابراین باطنی نامیده شدند.  فداییان باطنی، بسیاری از سران سلجوقی را کشتند و این کار در زمان جانشینان وی از جمله کیابزرگ امید ادامه دادند. نهضت آنان نزدیک به ۹۵ سال ادامه داشت تا اینکه هلاکوخان شعلهٔ این جنبش را که از درون به فساد کشیده شده بود خاموش کرد و آخرین رهبر آنان را که رکن الدین خورشاه نام داشت به قتل رسانید.
این فرقه اولین سازمان تروریستی شناخته شده در تاریخ بشر است. آنها اولین افرادی بودند که هدف را برتر از وسیله می‌دانستند و به خود اجازه می‌دادند با تظاهر و تزویر، به سازمان دشمن نفوذ کنند و به همین خاطر بود که سالها هیچ ارتشی نزدیک الموت هم نشد زیرا که همواره عوامل الموتیان در ارتش نفوذ کرده و فرماندهان آن را به قتل می‌رساندند. این فرقه در ده سطح طراحی شده بود و به افراد در سطوح پایینتر گفته می‌شد که قرآن علاوه بر معنای ظاهری معانی عمیق تر و نهفته‌ای نیز دارد. پیروان حسن صباح حشاشین خوانده می‌شدند، زیرا در آن زمان حشیش به معنی دارو و حشاش به معنی دارو فروش و حشاشین جمع عربی حشاش می‌باشد. در آخرین سطح (امامت)، فرد همه چیز را حتی تجربه‌های شخصی خویش را تنها در صورتی می‌پذیرد که عقل بر آن حکم دهد. عقاید بدین حد سخت گیرانه تنها در عده‌ای از اندیشه‌های بودایی دیده می‌شود. حسن صباح عقیده داشت همهٔ افراد توانایی رسیدن به بالاترین سطح را ندارند و بنابراین بیشتر افراد را در رده‌های پایین و برای اطاعت از اوامر خویش نگاه می‌داشت. در دوره سینان جانشین صباح، وی به دو تن از زیردستانش دستور داد که خود را بکشند و آنها خود را از دیوار به پایین پرتاب کردند که این واقعه در تاریخ ثبت شده‌است. بسیاری از سازمانهای زیرزمینی مانند Illuminati و Free Masons شیفتهٔ حسن صباح و سازماندهی او بوده‌اند.

.

داستانها و افسانه ها

مکتب حسن صباح که به الموتیان و باطنیان نیز شناخته می‌شد، به نام حشیشیون (حشاشین)معروف بود که ریشهٔ کلمهٔ Assassin در زبان انگلیسی نیز از همین مکتب است. از آنجایی که حسن صباح یک دین جدید را ترویج می‌کرد و با خلفای عباسی و حکام سلجوقی دشمن بود، بنابراین در ایران مخالفان بسیاری پیدا کرد و خلفای عباسی بر ضد او رسالاتی سرشار از دروغ منتشر می‌کردند و او را فردی خونخوار و ستمکار معرفی می‌نمودند. مخالفان حسن صباح منتشر کردند که حسن صباح با حشیش هواداران خود را از حال طبیعی خارج می‌کرده به کارهایی مثل ترور وامی‌داشته‌است. در یکی از داستانهایی که صحت آن هنوز رد و یا اثبات نشده است آمده که در این گروه به فداییان در ازای اطاعت از فرمانهای امام خود یعنی حسن صباح وعده بهشت داده میشده بنابراین حسن صباح در قلعه الموت بر فراز کوههای البرز بهشتی زمینی را بنا کرد با نام "فردوس برین" که در آن جوی شرابی روان بود و حوریان ماهرو در اطراف آن به رقص و آواز مشغول بوده اند. به سربازان دارو میخورانده اند و آنها را در فردوس برین به هوش می آورده اند. آن سربازان نگون بخت هم با دیدن بهشت موعود به هرکاری که امامشان حسن صباح امر می فرموده تن در می دادند! همچنین افسانهٔ پیمان دوران کودکی خیام و خواجه نظام‌الملک و حسن صباح جز برای این ساخته نشده که انگیزه حسن صباح از این قیام را دشمنی شخصی با نظام الملک جلوه دهند و به هیچ وجه اثبات شده نیستند. باطنیان شخصی را مامور به قتل خواجه نظام‌الملک کردند ولی زمانی که فرد مذکور نزد خواجه رسید ناگهان غلام ۱۵-۱۶ ساله خواجه به وی حمله ور شد و با ضربات دشنه او را از پای در آورد. ترور خواجه ۲ محرک داشت یکی خود ملکشاه سلجوقی و دیگری خواجه حرمسرای ملکشاه. یوسف علیخانی نویسنده کتاب "به دنبال حسن صباح" که خود اهل الموت است در جایی با اشاره به برخی مقولات تخیلی و غیر واقعی که موجب مخدوش شدن چهره واقعی "حسن صباح" شده اند اظهار داشته است ‌‏: نحوه ورود "حسن صباح" به الموت و افسانه پوست گاو‌‏، استفاده فدائیان "حسن صباح" از حشیش و معروف شدن به حشاشین، اخته شدن، نحوه مرگ "حسن صباح" که وارد تیزاب (اسید سلفوریک) شد، همه از مقولات تخیلی است که وارد زندگی این چهره تاریخی - مذهبی ایران شده‌‏اند.
.


: Sources

En.Wikipedia.org

YousefAlikhani.Blogspot.com

Aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1163436682p1.php



Godware - جمعه 16 فروردین 1387 - ساعت 01:04 ق.ظ

لینک ثابت || Les Mots



Fearless Iranians from Hell - Musical Scream in its Persian Form

To the one I once loved, Haanieh...

Wheels Of Confusion

No frog to swallow, No appetite to digest...

Atheist: Creative Death Metal

Extracted Nails

The Void

Nothing is true, Everything is permitted - Hassan e Sabbah

All The Love

Beauty dies of beauty , Love of love

Nocturnus - American ( Fl ) Technical Death Metal

‌Bathory - St. (!) Quorthon R.I.P. - Twilight Of The Gods - 1991

Primordial - Irish Epic Folk Black

The Pure Depth - Free Fall Into Existence

Katatonia - Swedish Dark Melancholic Doom


صفحات وبلاگ...

Design & Programming By Godware ©2005-2007

BG Song By Nocturnus

 


  مرداد 1387 (3)
  تیر 1387 (4)
  فروردین 1387 (1)
  اسفند 1386 (2)
  مرداد 1386 (1)
  فروردین 1386 (2)
  بهمن 1385 (1)
  دی 1385 (1)
  مهر 1384 (1)
  شهریور 1384 (2)



Real Nightmares

Force Of Satan

Beyond Nothin

Reign In Blood

In The Flesh?

Evil`s Church

Stillborn Mind

Dark Earth

Revenant

Dark Life

Violet




BLOG STATICs

بازدید های امروز :
كل بازدید ها :